أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

15

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

از سنگ و شخارست به حرارت آفتاب و مرور ايّام متحجّر مىشود . و امّا معدن را از « عدن » گرفته‌اند و « عدن » قرارگاه باشد ، و مركز اشياء را از روى لغت معدن آن چيز گويند . و عادت چنان رفته است كى آن موضع را كه جوهر در آن تولّد كند آن را معدن آن جوهر خوانند . و بعضى معادن مستور باشند و بعضى مكشوف ، و بيشتر معادن در كوههائى پديد ايند كه از اعتدال منحرف شده باشد و به افراط يا تفريط حرارت و يا برودت مايل گشته ، و يا در آن زمينها و كوهها صلابتى و سخونتى تمام باشد ، و در تجاويف آن بخاراتى باشند محتقن ، اتّفاق معدنى از معادن جواهر افتد . و علّت وجود اكثر معادن از روى كلّى شعاع آفتاب است و از روى جزوى كواكب . چون شعاع آفتاب را مكثى باشد زيادت بر مسامتهء زمين به موضعى و شعاع او بر زواياى قائمه بدان موضع مىپيوندد تجاويف آن موضع را سخونتى « 1 » آفتاب زيادت مىكند ، و برودتى كه در آن تجاويف باشد منضغط مىشود و حجرى پديد [ b 4 ] مىآيد . و اگر مكث اشعهء آفتاب اندك باشد آن برودت را مددى قوى باشد ، آنگاه بخارات محتقن شوند ، در مادّه انجمادى و تحجّرى حاصل آيد و تولّد معدنيّات مختلف در معادن و تكوين اعراض و تلوين اجسام بدين دو سبب باشد ، و باشد كه معادن در مسيل رودها بود و باشد كه سيلها از كوههائى كه در آن معادن بود بيايد و موضعى را معدنى از جواهر كند ، يا به طبيعت يا به حبس

--> ( 1 ) - بالاى سطر « حرارت » الحاق شده است .